تبليغاتX
دست نوشته های من


 

نمی توانم مصطفی مستور بخوانم... نه اینکه قلمش بد باشد... یا برنامه ریزی و فریم بندی اش نافرم باشد، که نه... کاملن استاندارد است و در چهارچوب... اما دغدغه هایش... سوالهایش... چراهایش...

نمی دانم دردِ خود-بزرگ-بینی گرفته ام، یا واقعن اینطور است... که این دغدغه ها را خیلی وقت پیش داشتم و به جوابهایش رسیدم و تمام شد...! حالا سوالهایم چیز دیگری است... و نوشته های مستور برای من "تاریخ-گذشته" است...

ایضن، نمی توانم نوشته ای را تحمل کنم که بویِ دردِ شهرت بدهد... شاید هم شامه ام اشتباه می کند... شاید هم همه اش از سر حسد باشد...

به هر حال، دیگر مستور نمی خوانم...


+ در تاریخ   دوشنبه 8 بهمن1386ساعت  0:24  توسط  ساغر بهنود  |